من و تو نبودیم!!!
شــــاید هم بودیم و چنان سرمست که ندانستیم که کجاییم...
آدم فریب خورد.
و ما همه مجازات شدیم.
از بهشــــــــــــت رانده ...
تنها به جرم اشــــــــــتباه اولین خلقت خــــدا.
به جرم وســــوســه های گیتی سوز یک نفر.
ما همه مجازات شدیم.
به زمیـــــــــــن رسیدیم.
کسی چه می داند؟!
شاید اگر ما هم اشــــــتباه کنیم باز رانده شویم.
از زمین
به جایی پست تر از زمین...
شاید وسوسه ها ما را به دنیــــــــایی دیگر بکشاند
و فرزندان مارا هم...
به جایی پســـــــــت تر از اینجا.
نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه.
نمیگذارم!
اجازه نخواهم داد که بخاطر لغزش من کسی به جایی پست تر از زمین محکوم شود.
من اســـــــــــــتوار می مانم.
محکــــــــــــــم و پابرجا.
وسوسه ها را نابود می کنم...
خواهش ها را در دل خفه خواهم کرد.
تمنا ها را فقط در درگاه خـــــــــــدا فریاد خواهم زد.
من هـــــــــــرگز سـیبی نخـــــــــــواهم خـــــورد.
من هـــــــــــرگز سیبی را نمی خواهم که مرا به نزول برساند.
من ســــــــــــــــــــــــــــــیب نمیخواهم.
هرچند میدانم سیب نخورده آدم نمی شوم.
اما نه!
من می مانم
در این دنیا که هرچند پســــــت می خوانندش
می مانم اما سـربلــــــند خواهم زیست.
می مانم ولی شکیبــــــا خواهم بود.
می مانم و زیبایی ها را شـــُــــــــکر خواهم کرد.
می خواهم ســـــیب نخورده آدم شوم.
کســــی هست که ســــــــیب نخــــورده آدم شـــــده باشد ...؟
پینوشت: یکی از دوست داشتنی ترین پستای حذف شده ی وبلاگم.